تبليغاتX
dosh didam ke malaek dare meykhanezadan
  

                                         

بال مهر می گشاید  

                                    فرشته   

 

 و  آسمان را به رقصی نو

                                          جلوه می دهد 

 

و طپش های قلبش

                  به آهنگی دلربا

                                   گوش سنگ را   

                                                به محبتی  بی دریغ  

                                                                        می فریبد

 

و با جسارتی بی غرور

                              

 و  قلبی  آکنده  از احساسی  بی منت

                                           مهر را  

                                                 به سنگ ارمغان می دهد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:36  توسط saghi  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 22:1  توسط saghi  | 

در این پست نقاشیهای سبک کوبیسم که به اون علاقه مندم رو خدمتتون ارائه می کنم امیدوارم خوشتون بیاد

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 21:55  توسط saghi  | 

مراسم حج "شیطان پرستان" به روایت تصویر

پس از گذشت یک سال از نوشتن مطالبی در مورد فرقه "یزیدیان" که در ایران به نام "شیطان پرستان" شهرت دارند در همین صفحه، این امکان برایم فراهم شده تا برخی از کادرهای فیلمی که از این مراسم گرفته ام را به صورت عکس برای علاقمندان در اینجا بیاورم. (دوستانی که دو مطلب سابق را نخوانده اند می توانند با کلیک کردن روی این دو عنوان "مراسم حج فرقه شیطان پرستان" و "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد" آنها را بخوانند.)

شرح عکسها: پیر فرقه یزیدی، رهبر فعلی شیطان پرستان جهان

تابلو پرستشگاه لالش در مرکز کردستان عراق

 

گنبد پرستشگاه لالش

  

شبستان پرستشگاه

 

در ورودی جهنم

نام فرشته مقرب بر سر در جهنم

 

من در طواف مقبره پیرِ اعظم "عدی ابن مسافر اموی" بانی فرقه یزیدی (قرن سیزده میلادی)

 

دالانی در جهنم

 

یکی از خدمتگزاران جهنم

 

مردم برهنه پا در کوچه های دهکده لالش در مراسم حج

 

و بالاخره ازدحام "یزیدیان" در مراسم پرستشگاه لالش که سه روز و سه شب ادامه دارد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 19:41  توسط saghi  | 

مراسم حج فرقه "شيطان پرستان"

سلام این خاطرات رضا علامه زاده است. اول از همه بايد به دو نكته حساس اشاره كنم. ۱﴾ نام شيطان پرستى پس از اسلام به پيروان اين مسلك بسيار قديمى داده شده است. اهل اين فرقه به شدت از اين نام بيزارند و آنرا توهين به خود و به فرشته مقرب خدا "ملك طاووس" مىدانند كه در اسلام به صفت شيطان متصف شده است. من از اينكه به رسم عامه به ناچار اين نام را تكرار مىكنم پيشاپيش از رهروان اين مذهب پوزش مىخواهم. ۲﴾ آنچه به اختصار برايتان مىنويسم نه نتيجه يك تحقيق علمى در مورد اين فرقه كه تنها مشاهدات اتفاقى من از مراسم خاص ساليانه پيروان آنست و اطلاعاتم در اين زمينه بشدت محدود است هرچند هنوز هم در صددم فرصتى فراهم شود تا دست به تحقيقى در خور در اين زمينه بزنم.

من همانطور كه قبلا اشاره كرده‌ام تابستان سال ۲۰۰۲ از طرف تلويزيون هلند براى تدريس فيلم به دانشجويان كرد شاغل در تلويزيون كردستان عراق (KTV) به كردستان عراق سفر كردم و كلاسهايم را در "هتل ژيان" در شهر "دهوك"، بزرگترين شهر مرزى كردستان عراق با سوريه، تشكيل دادم. دانشجويانم كه از شهرهاى مختلف كردستان آمده بودند مثل من و ساير همكارانم در تمام طول كورس در همين هتل اقامت داشتند. اواخر ماه جولاى بود كه يكشب در رستوران هتل با يك مرد روحانى خوش لباس كه چشمانى نافذ و سلوكى سنگين داشت آشنا شدم. توجهم از آنجا به او جلب شد كه ديدم در ميان حرف زدن با همراهش از گيلاسى كوچك نرم نرمك عرق مىنوشد! كاك خليل، يكى از مسئولان تلويزيون كردستان كه مامور رتق و فتق امور دانشجويان بود گفت كه او رهبر شيطان پرستان است. به نظرم مذهب جالبى آمد! از كاك خليل خواهش كردم مرا با ايشان آشنا كند و از يكى از دانشجويانم كه حاضر بود خواستم تا دوربينم را راه بياندازد و از اين ملاقات فيلم بگيرد.


نيمساعتى بيشتر وقت ايشان را نگرفتم. در همين وقت كم اما چند گيلاس به احترام هم بالا انداختيم و ايشان با سعه صدر بىدانشى مرا در مورد "دين يزيدى"، نام رسمى مذهب تحت رهبريشان، به ديده اغماض نگريست. بويژه آنجا كه خواستم حرفى زده باشم و گفتم كه مىدانم كه آنها شاخه‌اى از زرتشتيان هستند و پاسخ شنيدم كه هرگز. دين يزيدى هزاران سال به دين زرتشت قدمت دارد. با اينهمه وقتى گفتم خيال مىكنم عنوان "يزيدى" معرب و كردى شده‌ى "ايزدى" باشد آنگونه نه نشنيدم كه پيشتر. حاصل بدردخور آنشب اما اين بود كه فهميدم مراسم حج يزيديان دو روز ديگر در "پرستشگاه لالش" به رسم هر ساله برگزار خواهد شد. اجازه حضور و حتى فيلمبردارى از مراسم را هم بعنوان مهمان رسمى همانشب از ايشان گرفتم و كاك خليل قول داد مرا با جيپ تلويزيون كردستان به لالش ببرد.

لالش روستائى است در مركز كردستان عراق كه از شهر دهوك نزديك به سه ساعت با ماشين فاصله دارد. اين روستا مرا به ياد ميگون خودمان مىانداخت با همان كوچه‌هاى خاكى و فراز و نشيب بسيارش. پرستشگاه لالش كه به آتشكده‌اى بزرگ مىماند در مركز اين روستا بر فراز تپه‌اى بنا شده كه ظاهرا بايد خيلى قديمى باشد. وقتى به لالش رسيديم روستا مملو از جمعيت بود. مىگفتند در طول اين سه روز چندين هزار نفر به زيارت خواهند آمد، نه تنها از كردستان عراق كه از سوريه و ايران نيز هم ﴿ظاهرا تعداد بسيارى از پيروان اين دين در استانهاى كردستان و كرمانشاهان ايران زندگى مىكنند﴾. جوانترها، دختر و پسر، با پاى برهنه ﴿مطابق با مراسم﴾ در كوچه‌ها شادمانه قدم مىزدند و برخى از آنها روى بام بلند خانه‌اى به آهنگ كردى دست در دست هم انداخته بودند و مىرقصيدند. زنها به پخت و پز در ديگهاى مسى بزرگ بر اجاقهاى سنگى مشغول بودند و فضا دقيقا فضاى سيزده بدر خودمان بود در سالهائى كه "بدر كردن" آن مكروه نبود!

پرستشگاه لالش از سه قسمت تشكيل مىشود: شبستان، محوطه حياط و صحن دوزخ جائيكه مراسم حج در آن برگزار مىشود. وقتى من به شبستان مىرسم نزديك به صد نفر مرد، اكثرا در لباس كردى و بعضا با سر و وضع شيك، دور سالن بزرگ نشسته‌اند و دو بدو و چند به چند دارند با هم اختلاط مىكنند. مردى از قهوه‌جوشى دسته بلند در استكانهائى به كوچكى انگشتانه قهوه‌اى به تيرگى قير و به تلخى زقوم مىريزد ﴿زقوم: گويند درختى است در جهنم داراى ميوه‌اى بسيار تلخ كه دوزخيان از آن خورند - فرهنگ معين﴾ و دور مىگرداند. مردى با چپى عگال به سر مامور مىشود ما را در مراسم حج همراهى كند. كفش و جورابم را در حياط در مىآورم و به دنبال مرد به طرف دوزخ راه مىافتم در حاليكه يكى از دانشجويانم با دوربين روشن دنبالمان مىكند. سر در عمارت مربوطه مثل سر در همه مساجد و كليساها پر از نقش و نگار است. اما آنچه جلب توجه مرا مىكند نام "طاووس ملك" است كه به صورت سنگ برجسته بر ديوار نقش بسته است.

بگذاريد همينجا آنچه از ريشه اين تفكر مىدانم را بياورم. "يزيديان" هم مثل بسيارى از پيروان اديان باستانى اعتقاد دارند كه "جهان و هرچه در او هست" از چهار عنصر اصلى يعنى آب، باد، خاك و آتش تركيب يافته است. خداوند به ادعاى خود، كه در تمام كتابهاى مقدس عنوان شده، انسان را از آب و خاك آفريد در حاليكه به باور خود خداوندى خدا فرشتگان درگاه ابديت همه از جنس آتشند. و آتش به باور آنها بر گل ﴿ممزوج آب و خاك﴾ ارجحيت دارد. از اين رو وقتى خداوند از همه فرشتگان بارگاهش ﴿از جمله ملك مقرب، طاووس﴾ مىخواهد كه در مقابل ساخته دست او، آدم، تعظيم كنند، ملك طاووس از اين دستور نابجاى ايزدى سر مىپيچد و از همان زمان سر به شورش مىگذارد، شورشى كه تا روز حشر ادامه خواهد داشت و يزيديان آنرا شورشى بر حق مىشناسند. ﴿راستش را بخواهيد اين قصه موجب شد كه من هم از شخصيت ملك طاووس "شيطان" خوشم بيايد البته اگر اين اعتراف را به شيطان صفتى ذاتى من منصوب نكنيد!﴾

و اما دوزخى كه من در پرستشگاه لالش ديدم تنها چند دخمه غار مانند تار و تيره بود با خمره‌هائى كه كنار هم چيده شده بودند و رويشان رنگ مشكى ريخته بودند تا فضا را مرموزتر و ترسناكتر كنند. درهاى دخمه آنقدر كوتاه بودند كه بايد خميده از آنان مىگذشتى و اگر دقت نمىكردى ممكن بود سرت به ديوار ناصاف غار مىخورد. با اينهمه حتى بچه‌ها هم از اين دوزخ نمىهراسيدند چه رسد به بزرگسالانى مثل من كه ده برابر اين را در جشن هالووين امريكائيها ديده بودم.

بخش مهم و تعيين كننده اين مراسم، جدا از گره زدن به پارچه‌هائى كه به ستونهائى بسته شده‌اند ﴿مثل دخيل بستن﴾ يا طواف كردن دور مقبره‌اى كه لابد گور يكى از قديسان يزيدى است، پرتاب دستمال به سنگ برجسته‌اى است كه از ديواره غار بيرون زده است. اصلى‌ترين مرحله حاجى شدن اين است كه با چشمان بسته از فاصله شش هفت مترى دستمال سياهى را كه به بزرگى چارقد زنان كرد است به طرف اين سنگ پرتاب كنى. اگر در سه بار موفق شوى دستمال را به برجستگى سنگ گير بدهى حج‌ات قبول شده است وگرنه بايد روز ديگر برگردى و دوباره تلاش كنى. من شاهد بودم كه بسيارى از زوار موفق نشدند از اين آزمايش بگذرند. من اما به شهادت فيلمهائى كه از اين مراسم دارم از اين بوته سربلند به در آمدم و به لقب "حاج رضا طاووسى" مفتخر شدم! من كه ره و رسمم هرگز مورد عنايت "خدا" نبوده است اميدوارم مورد قبول "شيطان" واقع شود!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 19:37  توسط saghi  | 

مصر (Egyption ) (بخش دوم)

گورستان سلطنتي جيزه ( Giza)

خئوپس : 2570 B.C
خفرن : 2530 B.C
مجسمه ي ابوالهول : 2530 B.C
منكورع : 2500 B.C

سايت جيزه ( Giza )

در قسمت كوچكي از شمال منفيس در فلات سنگي جيزه (Giza) ، گورستان سلطنتي وجود دارد كه از جمله ويژگي هاي آن مي توان به اين موارد اشاره كرد : يك رديف منظم از حياط هاي فرش شده با سنگ بازالت سبز رنگ ، رديف اهرام در اندازه هاي كوچك و بزرگ ، گورهاي مصطبه اي براي درباريان ، سنگ هاي تيره و سخت براي درباريان ، سنگ هاي تيره و سخت براي تشييع جنازه در معابد ، گذرهاي زيرزميني و اهرام .در اين فضا ، پادشاهان ( فراعنه ) و همسرانشان ، شاه زادگان و شاه دخت ها در ميان مبلمان طلايي ، با جواهرات گوناگون و انواع ادويه معطر دفن شده اند .

Giza.jpg


map2.jpg


mappa.jpg


Plan_of_Giza_Pyra_small.jpg


اهرام ثلاثه

اهرام سه گانه ، طي چهار سلسله ي پادشاهي ، به وسيله ي سه فرعون : خئوپس (Cheops ) ، خفرن (Chefren) و منكورع( Menkure) ساخته شده بودند . هرم ، نمادي براي زندگي ابدي فرعون و بردگي ابدي بردگان پادشاه بود .


Pyramids-and-temples.jpg


Pyramids-and-temples2.jpg


Pyramids-and-temples3.jpg


Pyramids-and-temples4.jpg


Pyramids-and-temples5.jpg


Pyramids-and-temples6.jpg


Pyramids-and-temples7.jpg


Pyramids-and-temples8.jpg


Pyramids-and-temples9.jpg


Pyramids-and-temples10.jpg


Pyramids-and-temples11.jpg


Pyramids-and-temples12.jpg


Pyramids-and-temples13.jpg


Pyramids-and-temples14.jpg


Pyramids-and-temples15.jpg


Pyramids-and-temples16.jpg


Pyramids-and-temples17.jpg


Pyramids-and-temples18.jpg


Pyramids-and-temples19.jpg


Pyramids-and-temples20.jpg


Pyramids-and-temples21.jpg


Pyramids-and-temples22.jpg


Pyramids-and-temples23.jpg


Pyramids-and-temples24.jpg


Pyramids-and-temples25.jpg


Pyramids-and-temples26.jpg


Pyramids-and-temples27.jpg


Pyramids-and-temples28.jpg


Pyramids-and-temples29.jpg


Pyramids-and-temples30.jpg


Pyramids-and-temples31.jpg


Pyramids-and-temples32.jpg


Pyramids-and-temples33.jpg


Pyramids-and-temples34.jpg


خئوپس kheops (Khufu )

بزرگترين هرم ، كه در سال 2570 B.C به وسيله ي خئوپس ساخته شد ، از نظر تاريخي و زيبايي شناسي بسيار شاخص است. اين هرم از 6.25 ميليون تن سنگ ساخته شده ، ارتفاع آن حدودا 146.5 متر است و از هر طرف قاعده ي مربعي شكل هرم ، حدود 232 متر طول دارد . به گفته ي هرودت (Herdotus) صد هزار نفر به مدت بيست سال كار كردند و غذاي اصلي آن ها پياز بود.


cheops.jpg


cheops1.jpg


cheops2.jpg


cheops3.jpg


cheops4.jpg


cheops5.jpg


cheops6.jpg


cheops7.jpg


cheops8.jpg


cheops9.jpg


Grand_Gallery_Pyra_of_Cheop.jpg


khu.jpg


Khufu1.jpg

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 19:26  توسط saghi  | 

هزاران سال از عمر اولين هرم بزرگ فراعنه كه به دستور جوزر (Djoser) , دومين پادشاه از سلسه سوم فراعنه ساخته شد, مي گذرد.
بناي اين اهرام كه به عنوان يكي از عظيم ترين عجايب هفت گانه جهان به شمار مي آيند تا امروز نيز يكي از شاهكار هاي تكنيك مهندسي, طراحي و معماري محسوب مي شوند.
اين اهرام از200 سال پيش مورد كاوش هاي فراواني قرار گرفته و در طول اين سال ها بسياري از گنجينه هاي آن به سرقت رفته است. در مورد ساخت بنايي چنين عظيم كه ساخت آن500 سال به طول انجاميد, سوالات بسياري بي جواب مانده است.
اما آنچه از كل اين سوالات مشهود است اين كه همگي در پي يافتن پاسخ اين سئوال هستند كه: اين مصر بود كه اهرام را ساخت يا اهرام مصر را؟!

از سال2300 تا2700 قبل از ميلاد(400سال)،80 هرم در مصر ساخته شد. اولين هرم بزرگ را دومين پادشاه از سلسه سوم فراعنه بنام جوزر (Djoser) بر پا كرد و اين سنت تا سلسه هجدهم ادامه يافت. بعد از آن تا بيست و پنجمين فرعون ديگر هرمي ساخته نشد.
    مصري ها زندگي كوتاه اين جهان را فاني و مرگ را آغاز يك حيات نوين و جاويدان در دنياي ديگر مي شناختند. به همين دليل منازل خود را با مصالحي مانند خشت و گل و مقابر را از مصالح با دوامي مانند سنگ مي ساختند. بر اساس اعتقاد و تفكر آنان هر انسان علاوه بر جسم داراي يك روح بنام «بع»، ويك پيكر شبه گونه بنام «كا» است. «بع» پس از مرگ در زمين مانده و هر شب به جسد باز مي گردد ولي «كا» مي تواند مابين اين دوجهان در حركت باشد. به اعتقاد اينان، شرط جاودانه بودن زندگاني آن بوده كه بع و كا هر دو بتوانند جسد خود را شناخته و به آن بازگردند. به همين علت براي از بين نرفتن اجساد مردگان آنان را موميايي كرده و كليه اشيا و متعلقات آنان را در كنار شان قرار مي دادند. هم چنين براي محافظت از جسد، مقابر را محكم و غير قابل نفود مي ساختند تا «كا» بتواند در آنجا سكونت كند و از بلاهاي طبيعي و سرقت اموال در امان باشد. درهاي كاذب در كنار مقابر به منظور ورود و خروج «بع» و «كا» ساخته شده بود تا آنها بتوانند تردد كنند.
    
هر چقدر مقام مردگان بالاتر بود، مقبره بزرگتري براي او ساخته مي شد.
    مصريان قديم اعتقاد داشتند كه فراعنه پس از مرگ به خدايي مي رسند و بنابراين مقابرشان مي بايست بسيار عظيم و غيرقابل نفوذ ساخته مي شد. چهار مثلث جانبي هرم در اهرام مصر به گونه اي طراحي شده اند كه پرتوهاي خورشيد بر جسد فرعون تابيده شود و رابطه جاوداني او را با خداي آفتاب كه «رع» نام دارد، حفظ كند. در كنار اين اهرام مقابر كوچك تر مكعب شكلي بنام «مصطبه» (Mastababa) به تعداد زيادي ساخته شده است. فراعنه مراسم خاكسپاري خود را به شكل يك سنت ملي درآورده بودند به طوري كه مذهب، هنر و تفكر مصريان آن زمان به شدت به سمت پرستش آنان سوق يافته بود.
    
    اولين هرم
    در حدود2هزار و630 سال قبل از ميلاد فرعون «جوزر» تصميم گرفت تا اولين هرم غول پيكر را به عنوان مقبره خود بنا كند. معمار و مغز متفكر طراحي اين مقبره غول پيكر، راهب و مجسمه ساز معروفي بنام ايم هوتپ (Imhotep) بود. مكان اين مقبره در10 مايلي شهر فينكس در محله ساكارا و61 متر بالاتر از شن هاي روان صحرا در كنار رود نيل تعيين و كار نقشه برداري، احداث كانال هاي آب و حمل سنگ هاي آهكي و گرانيت در فاصله900 كيلومتري از معادن آغاز شد. در آن زمان اكثر جمعيت كشور كه به 2/1 ميليون نفر مي رسيد جهت ساخت اين مقبره بسيج شد. پس از تاييد و تعيين مختصات جغرافيايي اين مكان و انجام مراسم مذهبي- سنتي قرباني كردن، كار خاك برداري آغاز شد. اين اولين و عظيم ترين ساختماني بود كه بشر توانسته بود آن را بنا كند. هرم به صورت شش پله اي ساخته شد. مصريان اعتقاد داشتند روح فرعون به وسيله اين پله ها به آسمان رفته و به خدا مي پيوندد. يك راه اصلي براي وارد شدن به آن و13 در ورودي مجازي براي بازگشت بع و كا به آن ساخته شد. در اين زمان زبان نوشتاري خاصي براي ثبت موضوعات، سوابق، موارد اداري، نقشه ها، شماره گذاري و مشخصات مكان نصب سنگ ها و نظاير آن ابداع شد كه براي نوشتن تاريخ و موضوعات اجتماعي معمول به كار نمي رفت.
    

    چگونگي ساخت اهرام
    بنا، مساح، سنگتراش، نجار، ملات ساز و سر كارگر از جمله افرادي بودند كه در ساخت اين بنا شركت داشتند. سنگ هاي بريده شده پس از شماره گذاري توسط سورتمه هايي كه بر روي الوارهاي موازي، شبيه تراورس هاي زير راه آهن حركت مي كردند به سمت مكان ساختن هرم حمل مي شدند. آنان براي روانكاري سورتمه ها بر روي تراورس ها از آب، خاك نرم و روغن استفاده مي كردند.
    در اكتشافات جديد بر روي اين آثار، حدود600 مقبره ديگر از كارگران نزديك هرم خئوپس كشف شد. مطالعه بر روي اسكلت اين افراد، ضايعات بسياري در ستون فقرات آنها بريدگي انگشتان دست و پا و نقص عضوهاي شديدتري را كه به واسطه حمل سنگ هاي سنگين در آنها پديد آورده بود نشان مي داد. بيشتر ابزارهاي اندازه گيري آن زمان مسي يا سنگي و داراي دسته چوبي بودند. ابزارهاي اندازه گيري نيز شامل تراز، شاقول و امثال آن مي شد. براي بالا بردن سنگ ها بر روي هرم از خاكريزهايي با شيب مناسب استفاده مي شد. پس از پايان كار و نصب آخرين سنگ بر بام هرم، مراسم مذهبي و قرباني كردن حيوانات انجام و خاكريزهاي بالاي هرم تا9 متر برداشته مي شد. با استقرار داربست، كار اتمام و مسطح كردن و صيقل دادن سطح خارجي هرم به وسيله سنگ تراشان انجام شد. اين عمليات تا پايين سطح هرم ادامه پيدا مي كرد.
    هرم توسط يك راهروي سربسته به رودخانه نيل متصل بود. اين راهرو با چندين قسمت مختلف شامل معبد ساحلي، راهروي سربسته، محل دفن كشتي هاي حامل جسد فرعون، معبد مردگان، اهرام جانبي و پرستشگاه براي آوردن فرعون به مقبره اصلي در نظر گرفته شده بود.
    

    خاكسپاري فرعون
    زماني كه فرعون درسال2هزار و439 قبل از ميلاد مُرد، كارگران هنوز مشغول فرش كردن كف معبد با سنگ هاي مرمرين سفيد بودند. جسد فرعون سوار بر زورق شاهي شد. ملكه و پسرفرعون سوار بر زروق ديگري در اين مراسم حضور داشتند. پس از ورود به اسكله معبد ساحلي اجزاي كشتي از همديگر جدا و در حفره ششم هرم دفن شد.
    قبل از دفن جسد فرعون، آن را به محلي در نزديكي رودخانه نيل برده و مايعي به مغز وي تزريق كردند. سپس به وسيله چنگك از سوراخ هاي بيني آن را خارج و بعد كبد، شش ها، معده و روده هايش را از شكافي در قسمت چپ بدنش در آورده و هر عضو را جداگانه موميايي و در كوزه هاي مخصوصي قرار دادند. بدين ترتيب فقط قلب در داخل بدن ماند. پس از كاربرد
    روغن ها و مواد متعدد ديگر و خشك نمودن جسد، آن را با رشته هاي پارچه اي پيچيدند، كه در حين اين كار و پس از هر بار پيچيدن طلسم مقدسي از طلا و جواهرات را ميان آن مي گذاشتند. بعد از آن كل جسد را آغشته به صمغ كردند. اين عمليات بر روي سه تخت سنگي يك تكه به مدت45 روز انجام شد. پس از انجام عمليات موميايي، مراسم مذهبي انجام و جسد را با تابوت به آرامگاه اصلي برده و در تابوت سنگي خود قرار دادند و آن را با در سنگي اش پوشانيدند. كوزه هاي حامل اعضاي بدن فرعون را در جعبه هاي چوبي قرار داده و آن را پايين تابوت سنگي گذاشتند. هم چنين در دو انبار وسايل شخصي، خوراك، پوشاك، زينت آلات، اسلحه و حتي وسايل سرگرم كننده نيز براي فرعون انباشتند. پس از اجراي مراسم مذهبي، كاهنان محل را ترك و با بستن درب هاي ورودي راه پشت سر مسدود و غير قابل ورود شد. جسد فرعون در ميان بيش از دو ميليون قطعه سنگ مدفون شد.
    

    اهرام ثلاثه
    در ادامه سلسه پادشاهي فراعنه، اهرام ديگري ساخته شد. يكي از عجايب هفت گانه جهان اهرام ثلاثه «گيزا» بنام هاي خئوپس (Khufu) ، خفر (Khafr) و منكاري (Menkaure) واقع در چند كيلومتري جنوب شهر قاهره است. اهرام ثلاثه مصر شاهكار تكنيك مهندسي، طراحي و معماري هستند. برش و اندازه گيري سنگ ها در حد اعجاب انگيزي دقيق بوده، به طوري كه كوچكترين خطايي باعث بر هم خوردگي اشكال هندسي و حتي فرو ريختن بنا مي شد. اين بناها بزرگترين بناهاي ساخت بشر تاكنون هستند.
    عظيم ترين هرم بنام خئوپس در ابعادي به ضلع230 و ارتفاع146/59 متر ساخته شده است. در ساخت اين هرم، حدود2 ميليون و300 هزار سنگ به كار رفته كه وزن هر كدام از آنها به طور متوسط2/5 تن بوده است. در جمع در حدود5/8 ميليون تن سنگ در اين بنا استفاده شده است.
    هرودوت مورخ يوناني، زمان احداث مسير جاده و آبراه براي شروع اين بنا را10 سال، زمان ساخت هرم را20 سال و تعداد كاركنان آن را100 هزار نفر تخمين زده است. راه ورودي آن از شمال به ارتفاع18 متر بالاتر از سطح زمين و راهروي آن با يك شيب تا20 متر زير كف هرم ادامه دارد. از آنجا با يك راهروي ديگر به اطاق ملكه ارتباط دارد. ولي ملكه پس از مرگ در آنجا مدفون نشد. راهروي ديگري به ارتفاع 5/8 و طول 5/46 متر به محل مقبره فرعون كه به ابعاد 21/5 و 43/10 و ارتفاع 82/5 متر است ختم مي شود. مقبره فرعون در ارتفاع 28/42 متري از كف هرم قرار دارد. كليه راه هاي ورودي به آن پس از دفن فرعون توسط سنگ هاي عظيم بسته و هيچ گونه امكان ورود به آن وجود نداشته است.
    دومين هرم بنام «خفري» به ابعاد 25/215 و ارتفاع 5/143 مترساخته شده است و سومين هرم از اهرام ثلاثه به ارتفاع 5/66 متر در حدود نصف دو هرم ديگر ساخته شده است.
    در نزديكي رودخانه نيل مجسمه ابوالهول براي نگهباني از مقبره ساخته شد كه نيمي شير و نيمه ديگر خود فرعون بوده است. اين مجسمه در زمان مرگ فرعون نيمه تمام ماند و مانند بقيه آثار تمام نشده كه با آمدن يك فرعون ديگر ناتمام
    مي ماند ساخت آن ديگر به اتمام نرسيد. 
    
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 19:22  توسط saghi  | 


اهرام مصر :
عهد دودمان سوم مصر معمار نابغه ای به نام ایم حوتپ Imhotep برای فرعون مصر، زوسر «جوزر» (حدود ٢٦٤٩ - ٢٦٦٣ ق م) مجتمع عظیمی در سقاره، و گورستان گروهی نزدیک تختگاه مصر؛ ممفیس می سازد. افزون بر این، هرمی پله پله از سنگ بنا ساخت م مرقد و تأسیسات جانبی دیگری در اطراف هرم بدان افزود. هرم عظیم زوسر که به منظور حفاظت از جسد فرعون مصر بنا گردید؛ کهن ترین اثر معماری باقی مانده از مصر باستان است. این معماری خود الگویی گشت تا آیندگان به تقلید و تبعیت از آن، دست به کار ساختمانی عظیمی بزنند که یکی از عجایب هفتگانه جهان شناخته شود.
معماری پادشاهی کهن، اهداف و انگیزه های آن دست مایه ای گردید تا مورخان و باستان شناسان بر این دوره پانصدساله و شرایط و اوضاع اجتماعی آن را بر مبنای بناهایی که به هر صورت از سنگ آهک و گرانیت در مقیاس بزرگ برای ساختن ساختمان ها در مقبره ها به کار می رفت، شناسایی کنند.
جالب اینکه در این دوره ، معابدی شبیه آنچه در دودمان یکم و دوم
پادشاهی متداول بود، به ندرت ساخته می شد .
به طوریکه اشاره شد، در پایان دودمان سوم پادشاهی، ساختن اهرام آغاز و به تدریج گسترش پیدا کرد. اما کمال حشمت این معماری تنها مدیون دودمان چهارم پادشاهی است که در آن عهد احداث چنین آرامگاه های پادشاهی با عظمت و پرشکوه، رونقی فراوان یافت.
ساخت اهرام مهمترین و اصلی ترین سازندگی این دوره را تشکیل می دهد؛ این معماری بدیع خود موجد تحولی شگرف گردید و تمدن و فرهنگ فراعنه به یک شکوفایی بی نظیر دست یافت؛ به گونه ای که مشعل هدایتی برای صنعتگران مصری برای یک دوره سه هزار ساله بعدی شد. اهرام مصر نمایانگر اوج دستاوردهای فنی، معماری، طراحی و تزیینات است که تنها در سایه یک سازمانبندی منظم، استادکارانی بی نظیر و هنرمندانی با انگیزه های قوی، و مهم تر از همه امنیت کافی و ثروتی کلان امکان پذیر بود. دوره دودمان چهارم پادشاهی اندکی افزون بر یک سده دوام آورد (٢٤٩٨-٢٦١٣پ م) و شش پادشاه از این دودمان بر مصر فرمانروایی کردند.
هرم غول پيكر مصر از قديمي ترين عجايب هفتگانه است البته اين تنها بنايي است كه در ميان عجايب هفتگانه تا به امروز باقي مانده است.
زماني كه اين هرم ساخته شد بلندترين ساختمان جهان در آن زمان محسوب مي شدواين رتبه را تا ٤٠٠٠ سال حفظ كرد.
پادشاهان مصر باستان را فراعنه مي ناميدند.يكي از اين پادشاهان خفو بود. در حدود ٢٥٨٠سال قبل از ميلاد مسيح اين هرم بزرگ را براي محل دفن ياهمان آرامگاه فرعون ساخته اند.
خفو همان فرمانروايي است كه يوناني ها اوراخئوپس مي ناميدند.
وپس از مدتي پسر ونوه ي خفو نيز براي خود هرم هايي را ساختند البته در اطراف ودر مجاورت اين سه هرم چند هرم كوچك نيز بنا شده اند كه اين هرم ها مطعلق به درباريان وملكه ها بوده است.
مصريان باستان اعتقاد داشته اند كه انسان پس از مرگ دوباره زنده مي شود وبه همين خاطر در اطراف جسد موميايي شده ي مردگان خود موادغذايي ووسايل دفايي و... رابه همراه آن ها دفن مي كردن واهرام مصر نيز براي حفاظت ازجسد خفو و فراعنه ي ديگر ساخته شده است.
اهرام مصر از سه هرم بزرگ تشكيل شده است كه دركنار آنها هرم هاي كوچكي نيز وجود دارند.وقتي ما اهرام مصر را از نزديك مي بينيم هرم وسطي از همه بزرگتر به نظر مي رسد ولي اين اشتباه است زيرا كه هرم وسط چون روي زمين مرتفع تري بنا شده است بزرگ تر به نظر مي رسد.ولي در اصل هرم خفو كه سمت چپ هرم وسط قراردارد از همه بزرگتر است .
هرم ها درگورستاني قديمي در جيزه واقع شده اند. گروهي از باستان شناسان عقيده دارند كه ٠٠٠/١٠٠ كارگر به مدت بيست وسه سال كاركردند ودر اين هرم بيش از دومليون نيم سنگ به كار رفته كه وزن آن ها از٥/ ٢تن تا چهل تن وزن دارد را بنا كرده اند. يكي از طريقه هايي كه احتمال دارد مصريان باستان سنگ هاي غول پيكر را حمل مي كردند شيوه ي غلطاندن و بلند كردن است
يكي از دانشمندان اتريشي به نام آقاي پروفسر دكتر اسكارريدل براي اين معما راه حلي پيشنهاد كرده است او مي گويد كه مصريان براي حمل اين سنگ ها دور هم جمع مي شدند و با نيروي خود و به وسي له ي اهرم هايي اين سنگ ها را مي غلتاندندودر اين باره نظر هاي بسياري وجود دارد بعضي از باستان شناسان عقيده دارند كه اين سنگ ها را با استفاده از سطوح شيبدار ماسه اي به بالاي هرم ها مي بردند.
وعده اي از باستان شناسان عقيده دارند كه مصريان از داروهاي نيروزاي قوي استفاده مي كردند وبه وسيله ي آنها اين سنگ ها را به بالا مي بردند.
اهرام مصر از هر نظر چه از نظر معماري وموقعيت جغرافيايي در محل مناسبي قرار دارد.
-هرم به گونه اي ساخته شده است كه به چهار جهت اصلي مشرف است.
-خط مداري كه از روي جيزه مي گذرد دقيقا خشكي ها وآب هاي روي كره ي زمين را دقيقا نصف مي كندوهرم در چنين نقطه اي از نصف النهار ساخته شده است.
-فاصله ي ميان مركز زمين تا هرم كاملا برابر است.
-اندازه ي سطحي چهارجانبي حرم دقيقا برابراست با ارتفاع هرم.
-نوك هرم بزرگ دقيقا شمال واطرافش نيز طول استوا را تمثيل مي نمايند.
تمامي اين محاسبات بيان گر آن است كه اهرام مصر با اندازگيري هاي دقيق رياضي ونجومي همراه است كه نشان مي دهد درآن زمان مصريان از نظر معماري بسيار پيشرفته بوده اند .
سنگ هايي كه دراين هرم به كار رفته است از خود كشور مصر گرفته نشده اند وطبق نظر بعضي از كارشناسان وباستان شناسان سنگ ها به مدت ده سال توسط كارگران حمل مي شده است وبعد از ده سال تازه به محل بناي اهرام مصر آورده شدند هنوز هيچ كس نمي داند كه اين سنگ ها مطعلق به چه كشوري است و يا مهندس يا معمار اهرام مصر چه كسي بوده است واز چه شيوه اي استفاده شده است.
نكته اي كه بايد دراينجا به آن اشاره كرد اين است كه كارگران اهرام مصربر اثاث ياداشت هاي هردوت گويا درعرض بيست سال متمادي حدود صد هزار كارگر در ساخت اهرام مشغول بودند. جالب اينكه هر
كارگر روزانه به اندازه ي يكصد گرم پياز مصرف مي كرده اند با اين حساب مشخص مي گردد كه هر روز براي تامين غذاي يكصدهزار كارگر معادل ده هزار كيلو پياز نياز بوده است. اين رقم در ده روز به يكصد هزار كيلو مي رسد.
(يكصدتن )ومسلما در ماه نيز به سيصد تن مي رسد . بااين محاسبه مشخص است كه درعرض شش ماه كار متوالي حدود هزاروهشتصدتن پياز مصرف شده است.
باتوجه به آن كه درآن زمان پياز ها را با چه زحمات وسختي اي از اقصي نقاط جهان وارد مصر مي كردند البته ما بايد نياز خود مردم مصر رانيز به اين ميزان بيفزاييم. اساس ارزيابي متر مكعب به اندازه ي فاصله ي ميان خورشيد وآلفا قنطوريس بوده واگر ميزان گازهاي حاصل از مصرف پياز را كه مردمان آن زمان دفع مي كردند حساب كنيم به اندازه ي ميزان پارگي به اندازه ي از بين رفتن لايه ي ازن اطراف كره ي زمين است.

مجسمه ي ابولهل :
يكي از آثار بسيار زيبايي كه در روبه روي هرم بزرگ قرار دارد مجسمه ي ابولهل است اين مجسمه از لحاظ معماري بسيار زيبا مي باشد و طبق مدارك به دست آمده اين مجسمه وظيفه ي محافظت از اهرام مصر وقبر خفو را دارد.
فرعون به خاك سپرده مي شود :
مصريان قديم مي پنداشتند كه وقتي كسي مي ميرد بايد از بدن او نگهداري كرد تا روحش بتواند به زندگي پس از مرگ ادامه دهد. ازهمين رو اندام هاي داخلي بدن مردگان مانند قلب وكليه و كبدو... را از بدن خارج مي كردند وآن را با روشي مخصوص به نمك آغشته مي كردند. سپس بدن را با پارچه هاي كتاني نوار پيچ مي كردند بدين ترتيب بدن مرده موميايي مي شد. عاقبت شده به همراه لباس و غذا و وسايل دفايي مورد نياز او به خاك سپرده مي شود.يال هرم خفو ٢٣٠متراست ومساحت قاعده ي آن بزرگتر از مساحت نه زمين فوتبال است.
بعد از كشف جسد خفو در زير هرم او يك كشتي پيدا شد كه براي رد شدن خفو از رود نيل قرارداده شده بود.
بعد از خفو نيز فراعنه اي روي كار آمدند مانند: منقرع (نوه ي خفو).خفرع (پسرخفو)كفرع (پسرخفو).
نوشته شده توسط حمیدکاردرست
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 19:19  توسط saghi  | 

كهن ترين بنايي كه در پرده اي از ابهام پوشيده شده و هنوز باقي مانده است ، با كليه پيشرفتهاي علمي و تكنولوژي در دنياي امروز، باز هم اعصار مجهول تاريخ از نظرها به دور مانده است . هنور حتي انسان نمي تواند به دقت قديم و آثار قديمي ،سنگهاي ساختماني را با همان ظرافت بسازد . هنوز استادان از روي هم چيدن سنگهايي به قطعات هفتاد تن مشابه آنچه كه با دقت و وسواس عظيم در بناي هرم بزرگ به كاررفته است ، عاجزند . هنوز محاسبات رياضي ما در اندازه گيري ابعاد زمين و حركت سياره ها از دقت و صحت محاسبات انجام شده در زمان بناي هرم بزرگ برخوردار نيست . اينكه چرا هنوز در تهيه و تدارك وسايل اندازه گيري لنگان لنگان به دنبال انسانهاي ماقبل تاريخ هستيم ، چگونه اين تمدن درخشان ، هرمهاي مصر ، در برهه اي از زمان درخشيده و سپس ناپديد شده است ، بر ما پوشيده مي باشد . هنوز كاملأ مشخص نيست كه آيا اين قدرت علمي و هنري كه انسان امروز تنها گوشه اي از آن را دريافته است ، از يك مغز فوق انسان و يا منبع فكري خارق العاده است . اين امكان را هم مذهب و عرفان تاييد مي كند . امكان ديگر رسيدن اين تمدن پيشرفته از خارج كره زمين به ساكنان زمين است و يا البته لزومأ نمي توان گفت كه يكي از اين نظريات درست است . با توجه به آنكه بشر امروز هنوز در تنگناي اين تمدن سردرگم است و مي انديشد كه اين اين امر يك مسئله خارق العاده و خاص مي باشد و لذا سبب آن نيز خاص است ، در هر حال منبع و منشا اين ظرافت هنري و علمي در ساختمان هرم بزرگ و اهرام مصر هرچه باشد، اين حقيقت به جاي خود باقي است كه اين ساختمان از چنان نبوغ و مهارت شگرفي برخوردار است كه در طول تاريخ انسان ها نظير آن مشاهده نشده است و هر جسم يا ساختمان هرمي شكل كه دقيقأ با ابعاد متناسب با هرم بزرگ مصر ساخته شود و در امتداد شمال و جنوب ميدان مغناطيسي زمين قرار گيرد ، مي تواند به پيرايش ، انعكاس و تمركز ميدان هاي انرژي منتهي شود . از آزمايش هاي متعددي كه در درون اجسام هرمي شكل با ابعاد چند سانتي متر يا چند متر انجام شده ، اين نتيجه حاصل گرديده است كه نوع جسم يا ماده اي كه در ساختمان اين اهرام به كار مي رود ، به هيچ وجه در ماهيت ميدان هاي انرژي كه در درون آن ها متمركز مي شود ، تاثير ندارد .

نتايج آزمايش هاي انجام شده  درباره اهرام ، تحقيقات و آزمايش هاي مختلفي صورت گرفته است كه مواد مختلف را در قسمت هاي متفاوت هرم قرار داده و نتايج را بررسي كرده اند .طبق تحقيقات ، در ناحيه يك سوم و در زير راس هرم انرژي متمركز مي شود

بنابراين مواد مختلف را در اين منطقه قرار دادند كه خلاصه نتايج به دست آمده از اين آزمايش ها به شرح زير است :

1- غذاهاي فاسد شدني تا مدتها مديد بدون فساد در درون هرم باقي مي ماند

2- آب هاي آلوده ، تصفيه و عاري از ميكروب مي شوند

*در مورد اين هرم در فصول آينده بيشتر صحبت خواهيم كرد

3- نباتات با سرعت بيشتري رشد مي يابند

4- فلزات زنگ زده ، جلا و صيقل اصلي خود را باز مي باند

5- انسان ها به استراحت بهتري دست يافته و نيز به قدرت انديشه آدمي افزوده مي شود

6-  آرامش و درمان امراض رواني با سهولت بهتري انجام مي شود

 

مسئله اي كه براي اولين بار منتهي به كشف اين خواص در اجسام هرمي شكل گرديده ، ملاحظه اين حقيقت بود كه حيوانات مرده در ندرون آرامگاه اصلي فرعون در هرم بزرگ هرچند آب خود را از دست داده ولي فاسد نشده اند در نتيجه اين مشاهده بود كه بشر متوجه گريد كه شايد شكل خاص هرم در اين پديده دخالت داشته باشد . براي تحقيق اين موضوع هرمي به ارتفاع75 سانتيمترساختند و جسد يك گربه را مستقيمأ در زير راس هرم و به فاصله يك سوم ارتفاع  هرم از پايه آن قرار دادند و مشاهده كردند كه گربه چندي بعد بدون هرگونه تجزيه و فساد به مومياي تبديل شده است . در آخر نتايج اين آزمايش منشر شد ، اعلام گرديد كه بين شكل اهرام و اثرات فيزيكي و شيميايي و بيولوژي فضاي داخل آن نسبت هاي معيني وجود دارد و با رعايت اين نسبت ها مي توان اثرات ناشيه را تشديد نمود .

گيزا و ويژگي هاي آن

 

 

بر خلاف تصور عمومي كه به مدت 500 سال هرم گيزا را تنها آرامگاهي بزرگ براي خئوپس تصور مي كرد و دستور ساخت آن را تنها علت عقده هاي خود بزرگ بيني مي دانست ، اكنون دانشمندان دريافته اند كه اين بناي شگفت انگيز ، گنجينه اي از علوم مهندسي ، رياضي ، ژئودزي ، اختر شناسي ، معماري و ديگر دانش هاي شناخته شده روزگار خود ما بوده است . گويااين ساختمان هرمي شكل همچون كتابي سنگي بازگو كننده دانش و تكنولوژي آن روزگاران است .

مورخين ، جهانگردان و دانشمندان عليرغم وجود اهرام بي شماري كه در سرتاسر زمين (چين ، ژاپن ، مصر ، .. ) هست . تنها در زمينه هرم گيزا بوده است كه كتابها نوشته اند و پژوهش ها كرده اند ، به عنوان مثال در مصر حدود 30 هرم نسبتأ مهم وجود دارد كه از نظر محققان 6 هرم كه قبل از هرم بزرگ ساخته شده است ، از نظر عظمت ، كمال هندسي و محاسبات رياضي در سطح پايين تر قرار دارند و در 23 هرم ديگر كه پس از آن ساخته شده اند ، از دقت و ظرافت كار به نحو محسوسي كاسته شده است .

هرم بزرگ در 16 كيلومتري غرب قاهره در زمين مسطحي به وسعت 6/2كيلومتر مربع از دشت جيزه مشرف به نخلستانهاي دره نيل بنا گرديده و سطح زير بناي آن كه اندكي بيش از 13 جريب را مي پوشاند با دقتي معادل چند ميليمتر اختلاف تسطيح شده است .

دانشمندان پر آوازه جهان در پي مطالعه و محاسبات گسترده خود به اين نتيجه شگفت انگيز دست يافته اند كه ابعاد هرم گيزا در رابطه تنگاتنگ با ابعاد كره زمين است . يعني نه تنها طول پيرامون قاعده هرم برابر طول نيم دقيقه قوس نصف النهاري است كه از راس هرم گذشته و دلتاي رود نيل را در بر ميگيرد ،بلكه دانش نوين پيراميدوگرافي ثابت كرده است كه بسياري از ابعاد بنيادين بخش هاي گوناگون هرم گوياي شمار روزها ، سالها و سده هاي شمسي اند .

ولي متاسفانه نحوه محاسبه اين اعداد در حدود 6800 سال قبل هنوز مشخص نشده است ، همچنين مداركي كه سطح جنوبي هرم يافت شده است كه ثابت مي كند مصريان از اين سطح به وسيله پديده اي كه فلاش نام گرفته ، روزهاي تعديل بهاري و پاييزي را تعيين مي كرده اند . افزون بر اين نور انقلاب زمستاني نيز توسط گوي زريني كه دو راس هرم قرار داشته اعلام مي نمودند .

براي ساختمان اين اهرام ، دو ميليون و ششصد هزار قطعه ، سنگ هاي ساختماني تراشيده شده ، از گرانيت و سنگ مرمر با وزن هايي از 2 تا 70 تن با دقتي بي مانند در حدود جزئي از ميليمتر تراشيده شده تا بنايي به ارتفاع 140 متر پديد آورده است . نكته جالب اينكه در احداث زاويه ها و شيب هاي هرم ، عامل دقيق و پيشرفته علم مثلثات مورد نظر بوده است . تسطيح و هموار كردن چندين هزار هكتار زمين دشت جيزه براي زيربنا و محوطه پيرامون هرم و نيز تراش و صيقل دادن آن قطعات عظيم سنگي ، چنانچه از برگردان حروف هيروگريف منقوش بر سنگ نوشته ها و همچنين از گفته هاي كاهنين به هرودوت (پدر تاريخ)بر مي آيد ، مصريان پستي و بلندي هاي مسطح زيرپي را به وسيله آب ، هموار و محوطه را تسطيح و تراز مي كردند .

مجموعه اطلاعات به دست آمده تا امروز حاكي از اين است كه هرم بزرگ ، راز بزرگ يك دانش گمشده در تاريخ را در سينه خود دارد .تاچندي پيش هرگونه دليل روشني وجود نداشت كه مصريان پنج هزار سال پيش توانايي محاسبات رياضي و نجومي دقيق براي پايه گذاري اين چنين ساختمان شگفت آوري را داشته اند .

 

 

صداي اهرام

 

 

برخي از مشاهدات درمورد هرم

بسياري سال پيش ، گروهي از مردم به طور اتفاقي متوجه شدند كه صداهاي غير عادي به مانند زمزمه هاي نامفهوم از اهرام به گوش مي رسد . با توجه به آنكه صدا و صوت نوعي انرژي است ، اگر مصر قديم به خواص و آثار مرتبت بر صدا تا اين حد آشنايي داشتند ، كاملأ منطقي به نظر مي رسد كه جنبه هاي اكوستيك معماري در ساختمان هرم رعايت كرده باشند و حقايق مشهود نيز اين گمان را تاييد مي كند . در تمدن و فرهنگ ملل قديم به خصوص در افسانه هاي ملت چين مكرر از نوعي نداسنگ ، يافت مي شود . اين سنگ ها از نوع يشم بوده و به هنگام برخورد دو قطعه از آنها ، آوايي خوش شبيه به آهنگ موسيقي شنيده مي شود . چيني ها اين طنين را صدايي آسماني و نداي بزرگ طبيعت مي ناميدند .

اما اين مسئله كمتر مورد توجه قرار گرفته و فقط امري تجربي است كه توسط برخي افراد مورد توجه قرار گرفته است . اما به طور قطع نمي توان آن را مردود اعلام كرد .

 

سر ويليام ، دويست سال قبل يك خبرنگار كنسول الجزيره در گالري بزرگ اهرام هرم گيزا ، براي اولين بار متوجه شد كه صدا در اين فضا به وجهي غير عادي تشديد و طنين انداز مي شود ، اما چنانكه بعد ها مشخص شد ، اين تشديد صدا محدود به هرم بزرگ نيست . بسياري از افراد ادعا كرده اند كه صداهايي غيرعادي به مانند زمزمه هاي نا مفهوم كه از راه دور به گوش مي رسيد از هرم هاي كوچك (مدل) نيز شنيده اند . از زمانهاي بسيار قديم ، پزشكان به اين حقيقت آشنا بودند كه صداي موسيقي در شفاي پاره اي امراض به خصوص بيماريهاي رواني اعجاز مي كند . رشد گياهان را سرعت مي بخشد و در حيوانات و انسانهايي كه در معرض انواع صدا قرار مي گيرند ، تغييرات و تحولات كاملأ محسوسي پديد مي آورد و اينك بر اساس دانش جديد همه اين پديده ها نشانگر آن است كه امواج صدا حامل نوعي انرژي هستند كه عميقأ بر روي سلولها اثر مثبا يا منفي باقي مي گذارند .

در مصر قديم ، صدا به عنوان يكي از ابزارهاي اصلي براي درمان بيماريها به كار گرفته مي شد . يونانيان ، ايرانيان ، هنديها، سرخپوستان آمريكا و بسياري از قبايل بدوي از اين سيستم معالجه سود مي گرفتند .

فيثاغورث حكيم يوناني در مورد آزمايش هاي خود از صدا به عنوان يك نيروي خلاق نام ميبرد كه ارتعاشات آن هم جنبه مادي و فيزيكي و هم اثرات معنوي دارد . او مدعي بود كه اين علم را در انجمن ها ي سري مصر فراگرفته است .يكي از جالبترين تجربيات در مورد تاثير صدا به وسيله خانم دورتي رتالاك همسر يك موسيقيدان به عمل آمده است .

وي به اتفاق فرانسيس برومن استاد رشته زيست شناسي دانشگاه دنور ايالات متحده آمريكا ، چند نمونه از گياهان را در مقابل بلندگويي كه صداي تند موسيقي راك از آن پخش مي شد و نمونه هاي مشابه ديگر كه در مقابل موسيقي ملايم كلاسيك قرار داده شد و غرض اين بود كه رشد آن گياهان ، با نمونه هاي مشابهي  كه در فضاي ساكت نگهداري مي شد مقايسه شود . نتيجه آزمايش نشان داد كه گياهان دسته اول سعي داشتند تا آنجا كه ممكن است خود را از منبع صدا دور كنند تا آنجا كه زاويه انحراف و خمش گياه تا 80 درجه رسيد ، ساقه ها باريك و شكننده شد و چندي بعد بعضي از آنها به كلي خشكيد . در حاليكه در گياهان دسته دوم عكس اين حالت مشاهده شد ، ساقه ها خود را به بلندگو نزديك ساخته و به دور آن پيچيدند ، ريشه ها قوت گرفتند ، شكوفه ها زودتر از موعد شكفتند و گياه درشت و استوار شد .

 

 

شعاعهاي نوراني اهرام

 

 

گزارشهاي ديگر درباره هرم بزرگ حاكي است كه گهگاه شعاع هاي نوراني دايره اي شكل ، اطراف هرم را در بر مي گشرد و يا صدا هايي ناله مانند از پيكره ابوالهول شنيده مي شود . به هر صورت طبيعت انرژي در اطراف و داخل هرم هرچه تصور شود و هدف سازندگان و معماران آن در ايجاد و كاربرد قدرت هاي كيهاني هرچه بوده باشد ، اين حقيقت به جاي خود باقي است كه هم اكنون اين نيرو ها در هرم حضور دارند و زماني كه به شناسايي و نحوه عمل اين نيروها آگاه شويم شايد به استقرار تمدني بنيادي و اصولي توفيق فراهم يافت .

 

 

 

 

 

بارهاي الكتروستاتيكي اهرام

 

 

يكي از نويسندگان به نام پيتر تامكينز به نقل از سر ويليام سيمونز يكي تز مخترعين انگليسي مي گويد : در مسافرت به مصر و بازديد از هرم گيزا هنگاميكه در فضاي باز راس هرم ايستاده بودم ، بر حسب تصادف دستهاي خود را به طرف بالا بردم و دريافتم كه با حركت انگشتانم ، صداي تخليه الكتريسيته استاتيك از خازني به گوش مي رسد . آن گاه تنها انگشت اشاره دستم را به طرف بالا بردم و حالتي همانند سوزن سوزن شدن ، در انگشتم احساس نمودم . در اين حالت بر آن شدم جرعه اي از شرابي كه به همراه داشتم بنوشم ولي با نزديك نمودن بطري به لبانم ناگهان يك شوك الكتريكي ايجاد گرديد . به دنبال كشف اين پديده تدبير جالبي انديشيده و يك روزنامه را به آب آغشته نمودم . سپس آن را همانند لفافي به دور شيشه شراب پيچيده و بدين سان بطري را به يك خازن الكتريسيته تبديل نمودهم ، آنگاه بطري را در بالاي سر خود نگاه داشتم . در اين حال به روشني صداي تخليه الكترسيته استاتيك به گوش مي رسيد . سر ويليام مي افزايد : سپس به يكي از همراهان نزديك شده و دست او را لمس نمودم ، در اين حالت شوك الكتريكي شديدي ايجاد شد به گونه اي كه وي ناگزير به گريختن از راس هرم گرديد .

 

 

بمباران اتمي اهرام

 

 

 

سال 1961 ميلادي را مي توان سرآغاز دگرگونيدر بررسي اسرار هرم گيزا دانست . در اين سال دكتر لويي الوارز، برنده جايزه نوبل در رشته فيزيك بر آن شد كه اسرار درون هرم گيزا را كشف نمايد . وي بر اين باور بود كه اين باور بود كه اين بار با روشي كاملأ نوين و جدا از شيوه هاي آزموده شده پيشين احتمالأ بتواند به اسرار نهفته در سردابها و اتاق هاي پنهاني درون آن راه يابد . در اين هنگام كه شايد از صدها پژوهشگر اهرام از سراسر جهان با بي صبري در انتظار پايان آزمايشها و اعلام نتيجه نهايي بودند .

بمباران اهرام بيش از 2 ميليون بار توسط دكتر كهد كه همكار دكتر الوارز ، آغاز گشت . ليكن با نهايت تاسف و ناباوري پس از تجزيه و تحليل نتايج به دست آمده توسط كامپيوتر هاي پيشرفته دانشگاه قاهره پاسخي كه انتظار مي رفت به دست نيامد . پس از سپري شدن نزديك به يك سال از بمباران اهرام توسط دانشمندان ياد شده ، يكي از خبرنگاران روزنامه تايمز لندن به نام جان تامن تف در نوشتاري كه در 14 جولاي 1969 در اين روزنامه به چاپ رسيد گفت اهرام تمامي قوانين شناخته شده دانش فيزيك را رد مي كند ، زيرا متاسفانه هر بار نتيجه به دست آمده آزمايش را به كامپيوتر داده ايم پاسخي كاملأ متفاوت با پاسخ هاي پيشين دريافت داشته ايم . دكتر كهد مسئول طرح بمباران اهرام نيز در پاسخ به نوشتار خبرنگار انگليسي مي گويد : اينك ناچاريم يكي از اين دو فرضيه زير را بپذيريم :

1- با توجه به شكل هندسي و ابعاد و موقعيت جغرافيايي اهرام ، احتمالأ نيروهاي مرموز و نا شناخته اي در كارند كه مانع انجام عمليات شده و يا به گفته ديگر سردرگمي كامپيوتر ها را موجب مي شوند

2- برابر پيش بيني هاي به عمل آمده از سوي فراعنه در هزاران سال پيش همچنين به باور اهالي بومي دشت گزا ، گرفتار نفرين فراعنه آرميده در درون اهرام مي شويم

 

 

گيزا و ويژگي هاي آن

 

 

مجموعه اطلاعات به دست آمده تا امروز حاكي از اين است كه هرم بزرگ ، راز بزرگ يك دانش گمشده در تاريخ را در سينه خود دارد .تاچندي پيش هرگونه دليل روشني وجود نداشت كه مصريان پنج هزار سال پيش توانايي محاسبات رياضي و نجومي دقيق براي پايه گذاري اين چنين ساختمان شگفت آوري را داشته اند .

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 19:13  توسط saghi  | 

كهن ترين بنايي كه در پرده اي از ابهام پوشيده شده و هنوز باقي مانده است ، با كليه پيشرفتهاي علمي و تكنولوژي در دنياي امروز، باز هم اعصار مجهول تاريخ از نظرها به دور مانده است . هنور حتي انسان نمي تواند به دقت قديم و آثار قديمي ،سنگهاي ساختماني را با همان ظرافت بسازد . هنوز استادان از روي هم چيدن سنگهايي به قطعات هفتاد تن مشابه آنچه كه با دقت و وسواس عظيم در بناي هرم بزرگ به كاررفته است ، عاجزند . هنوز محاسبات رياضي ما در اندازه گيري ابعاد زمين و حركت سياره ها از دقت و صحت محاسبات انجام شده در زمان بناي هرم بزرگ برخوردار نيست . اينكه چرا هنوز در تهيه و تدارك وسايل اندازه گيري لنگان لنگان به دنبال انسانهاي ماقبل تاريخ هستيم ، چگونه اين تمدن درخشان ، هرمهاي مصر ، در برهه اي از زمان درخشيده و سپس ناپديد شده است ، بر ما پوشيده مي باشد . هنوز كاملأ مشخص نيست كه آيا اين قدرت علمي و هنري كه انسان امروز تنها گوشه اي از آن را دريافته است ، از يك مغز فوق انسان و يا منبع فكري خارق العاده است . اين امكان را هم مذهب و عرفان تاييد مي كند . امكان ديگر رسيدن اين تمدن پيشرفته از خارج كره زمين به ساكنان زمين است و يا البته لزومأ نمي توان گفت كه يكي از اين نظريات درست است . با توجه به آنكه بشر امروز هنوز در تنگناي اين تمدن سردرگم است و مي انديشد كه اين اين امر يك مسئله خارق العاده و خاص مي باشد و لذا سبب آن نيز خاص است ، در هر حال منبع و منشا اين ظرافت هنري و علمي در ساختمان هرم بزرگ و اهرام مصر هرچه باشد، اين حقيقت به جاي خود باقي است كه اين ساختمان از چنان نبوغ و مهارت شگرفي برخوردار است كه در طول تاريخ انسان ها نظير آن مشاهده نشده است و هر جسم يا ساختمان هرمي شكل كه دقيقأ با ابعاد متناسب با هرم بزرگ مصر ساخته شود و در امتداد شمال و جنوب ميدان مغناطيسي زمين قرار گيرد ، مي تواند به پيرايش ، انعكاس و تمركز ميدان هاي انرژي منتهي شود . از آزمايش هاي متعددي كه در درون اجسام هرمي شكل با ابعاد چند سانتي متر يا چند متر انجام شده ، اين نتيجه حاصل گرديده است كه نوع جسم يا ماده اي كه در ساختمان اين اهرام به كار مي رود ، به هيچ وجه در ماهيت ميدان هاي انرژي كه در درون آن ها متمركز مي شود ، تاثير ندارد .

نتايج آزمايش هاي انجام شده  درباره اهرام ، تحقيقات و آزمايش هاي مختلفي صورت گرفته است كه مواد مختلف را در قسمت هاي متفاوت هرم قرار داده و نتايج را بررسي كرده اند .طبق تحقيقات ، در ناحيه يك سوم و در زير راس هرم انرژي متمركز مي شود

بنابراين مواد مختلف را در اين منطقه قرار دادند كه خلاصه نتايج به دست آمده از اين آزمايش ها به شرح زير است :

1- غذاهاي فاسد شدني تا مدتها مديد بدون فساد در درون هرم باقي مي ماند

2- آب هاي آلوده ، تصفيه و عاري از ميكروب مي شوند

*در مورد اين هرم در فصول آينده بيشتر صحبت خواهيم كرد

3- نباتات با سرعت بيشتري رشد مي يابند

4- فلزات زنگ زده ، جلا و صيقل اصلي خود را باز مي باند

5- انسان ها به استراحت بهتري دست يافته و نيز به قدرت انديشه آدمي افزوده مي شود

6-  آرامش و درمان امراض رواني با سهولت بهتري انجام مي شود

 

مسئله اي كه براي اولين بار منتهي به كشف اين خواص در اجسام هرمي شكل گرديده ، ملاحظه اين حقيقت بود كه حيوانات مرده در ندرون آرامگاه اصلي فرعون در هرم بزرگ هرچند آب خود را از دست داده ولي فاسد نشده اند در نتيجه اين مشاهده بود كه بشر متوجه گريد كه شايد شكل خاص هرم در اين پديده دخالت داشته باشد . براي تحقيق اين موضوع هرمي به ارتفاع75 سانتيمترساختند و جسد يك گربه را مستقيمأ در زير راس هرم و به فاصله يك سوم ارتفاع  هرم از پايه آن قرار دادند و مشاهده كردند كه گربه چندي بعد بدون هرگونه تجزيه و فساد به مومياي تبديل شده است . در آخر نتايج اين آزمايش منشر شد ، اعلام گرديد كه بين شكل اهرام و اثرات فيزيكي و شيميايي و بيولوژي فضاي داخل آن نسبت هاي معيني وجود دارد و با رعايت اين نسبت ها مي توان اثرات ناشيه را تشديد نمود .

گيزا و ويژگي هاي آن

 

 

بر خلاف تصور عمومي كه به مدت 500 سال هرم گيزا را تنها آرامگاهي بزرگ براي خئوپس تصور مي كرد و دستور ساخت آن را تنها علت عقده هاي خود بزرگ بيني مي دانست ، اكنون دانشمندان دريافته اند كه اين بناي شگفت انگيز ، گنجينه اي از علوم مهندسي ، رياضي ، ژئودزي ، اختر شناسي ، معماري و ديگر دانش هاي شناخته شده روزگار خود ما بوده است . گويااين ساختمان هرمي شكل همچون كتابي سنگي بازگو كننده دانش و تكنولوژي آن روزگاران است .

مورخين ، جهانگردان و دانشمندان عليرغم وجود اهرام بي شماري كه در سرتاسر زمين (چين ، ژاپن ، مصر ، .. ) هست . تنها در زمينه هرم گيزا بوده است كه كتابها نوشته اند و پژوهش ها كرده اند ، به عنوان مثال در مصر حدود 30 هرم نسبتأ مهم وجود دارد كه از نظر محققان 6 هرم كه قبل از هرم بزرگ ساخته شده است ، از نظر عظمت ، كمال هندسي و محاسبات رياضي در سطح پايين تر قرار دارند و در 23 هرم ديگر كه پس از آن ساخته شده اند ، از دقت و ظرافت كار به نحو محسوسي كاسته شده است .

هرم بزرگ در 16 كيلومتري غرب قاهره در زمين مسطحي به وسعت 6/2كيلومتر مربع از دشت جيزه مشرف به نخلستانهاي دره نيل بنا گرديده و سطح زير بناي آن كه اندكي بيش از 13 جريب را مي پوشاند با دقتي معادل چند ميليمتر اختلاف تسطيح شده است .

دانشمندان پر آوازه جهان در پي مطالعه و محاسبات گسترده خود به اين نتيجه شگفت انگيز دست يافته اند كه ابعاد هرم گيزا در رابطه تنگاتنگ با ابعاد كره زمين است . يعني نه تنها طول پيرامون قاعده هرم برابر طول نيم دقيقه قوس نصف النهاري است كه از راس هرم گذشته و دلتاي رود نيل را در بر ميگيرد ،بلكه دانش نوين پيراميدوگرافي ثابت كرده است كه بسياري از ابعاد بنيادين بخش هاي گوناگون هرم گوياي شمار روزها ، سالها و سده هاي شمسي اند .

ولي متاسفانه نحوه محاسبه اين اعداد در حدود 6800 سال قبل هنوز مشخص نشده است ، همچنين مداركي كه سطح جنوبي هرم يافت شده است كه ثابت مي كند مصريان از اين سطح به وسيله پديده اي كه فلاش نام گرفته ، روزهاي تعديل بهاري و پاييزي را تعيين مي كرده اند . افزون بر اين نور انقلاب زمستاني نيز توسط گوي زريني كه دو راس هرم قرار داشته اعلام مي نمودند .

براي ساختمان اين اهرام ، دو ميليون و ششصد هزار قطعه ، سنگ هاي ساختماني تراشيده شده ، از گرانيت و سنگ مرمر با وزن هايي از 2 تا 70 تن با دقتي بي مانند در حدود جزئي از ميليمتر تراشيده شده تا بنايي به ارتفاع 140 متر پديد آورده است . نكته جالب اينكه در احداث زاويه ها و شيب هاي هرم ، عامل دقيق و پيشرفته علم مثلثات مورد نظر بوده است . تسطيح و هموار كردن چندين هزار هكتار زمين دشت جيزه براي زيربنا و محوطه پيرامون هرم و نيز تراش و صيقل دادن آن قطعات عظيم سنگي ، چنانچه از برگردان حروف هيروگريف منقوش بر سنگ نوشته ها و همچنين از گفته هاي كاهنين به هرودوت (پدر تاريخ)بر مي آيد ، مصريان پستي و بلندي هاي مسطح زيرپي را به وسيله آب ، هموار و محوطه را تسطيح و تراز مي كردند .

مجموعه اطلاعات به دست آمده تا امروز حاكي از اين است كه هرم بزرگ ، راز بزرگ يك دانش گمشده در تاريخ را در سينه خود دارد .تاچندي پيش هرگونه دليل روشني وجود نداشت كه مصريان پنج هزار سال پيش توانايي محاسبات رياضي و نجومي دقيق براي پايه گذاري اين چنين ساختمان شگفت آوري را داشته اند .

 

 

صداي اهرام

 

 

برخي از مشاهدات درمورد هرم

بسياري سال پيش ، گروهي از مردم به طور اتفاقي متوجه شدند كه صداهاي غير عادي به مانند زمزمه هاي نامفهوم از اهرام به گوش مي رسد . با توجه به آنكه صدا و صوت نوعي انرژي است ، اگر مصر قديم به خواص و آثار مرتبت بر صدا تا اين حد آشنايي داشتند ، كاملأ منطقي به نظر مي رسد كه جنبه هاي اكوستيك معماري در ساختمان هرم رعايت كرده باشند و حقايق مشهود نيز اين گمان را تاييد مي كند . در تمدن و فرهنگ ملل قديم به خصوص در افسانه هاي ملت چين مكرر از نوعي نداسنگ ، يافت مي شود . اين سنگ ها از نوع يشم بوده و به هنگام برخورد دو قطعه از آنها ، آوايي خوش شبيه به آهنگ موسيقي شنيده مي شود . چيني ها اين طنين را صدايي آسماني و نداي بزرگ طبيعت مي ناميدند .

اما اين مسئله كمتر مورد توجه قرار گرفته و فقط امري تجربي است كه توسط برخي افراد مورد توجه قرار گرفته است . اما به طور قطع نمي توان آن را مردود اعلام كرد .

 

سر ويليام ، دويست سال قبل يك خبرنگار كنسول الجزيره در گالري بزرگ اهرام هرم گيزا ، براي اولين بار متوجه شد كه صدا در اين فضا به وجهي غير عادي تشديد و طنين انداز مي شود ، اما چنانكه بعد ها مشخص شد ، اين تشديد صدا محدود به هرم بزرگ نيست . بسياري از افراد ادعا كرده اند كه صداهايي غيرعادي به مانند زمزمه هاي نا مفهوم كه از راه دور به گوش مي رسيد از هرم هاي كوچك (مدل) نيز شنيده اند . از زمانهاي بسيار قديم ، پزشكان به اين حقيقت آشنا بودند كه صداي موسيقي در شفاي پاره اي امراض به خصوص بيماريهاي رواني اعجاز مي كند . رشد گياهان را سرعت مي بخشد و در حيوانات و انسانهايي كه در معرض انواع صدا قرار مي گيرند ، تغييرات و تحولات كاملأ محسوسي پديد مي آورد و اينك بر اساس دانش جديد همه اين پديده ها نشانگر آن است كه امواج صدا حامل نوعي انرژي هستند كه عميقأ بر روي سلولها اثر مثبا يا منفي باقي مي گذارند .

در مصر قديم ، صدا به عنوان يكي از ابزارهاي اصلي براي درمان بيماريها به كار گرفته مي شد . يونانيان ، ايرانيان ، هنديها، سرخپوستان آمريكا و بسياري از قبايل بدوي از اين سيستم معالجه سود مي گرفتند .

فيثاغورث حكيم يوناني در مورد آزمايش هاي خود از صدا به عنوان يك نيروي خلاق نام ميبرد كه ارتعاشات آن هم جنبه مادي و فيزيكي و هم اثرات معنوي دارد . او مدعي بود كه اين علم را در انجمن ها ي سري مصر فراگرفته است .يكي از جالبترين تجربيات در مورد تاثير صدا به وسيله خانم دورتي رتالاك همسر يك موسيقيدان به عمل آمده است .

وي به اتفاق فرانسيس برومن استاد رشته زيست شناسي دانشگاه دنور ايالات متحده آمريكا ، چند نمونه از گياهان را در مقابل بلندگويي كه صداي تند موسيقي راك از آن پخش مي شد و نمونه هاي مشابه ديگر كه در مقابل موسيقي ملايم كلاسيك قرار داده شد و غرض اين بود كه رشد آن گياهان ، با نمونه هاي مشابهي  كه در فضاي ساكت نگهداري مي شد مقايسه شود . نتيجه آزمايش نشان داد كه گياهان دسته اول سعي داشتند تا آنجا كه ممكن است خود را از منبع صدا دور كنند تا آنجا كه زاويه انحراف و خمش گياه تا 80 درجه رسيد ، ساقه ها باريك و شكننده شد و چندي بعد بعضي از آنها به كلي خشكيد . در حاليكه در گياهان دسته دوم عكس اين حالت مشاهده شد ، ساقه ها خود را به بلندگو نزديك ساخته و به دور آن پيچيدند ، ريشه ها قوت گرفتند ، شكوفه ها زودتر از موعد شكفتند و گياه درشت و استوار شد .

 

 

شعاعهاي نوراني اهرام

 

 

گزارشهاي ديگر درباره هرم بزرگ حاكي است كه گهگاه شعاع هاي نوراني دايره اي شكل ، اطراف هرم را در بر مي گشرد و يا صدا هايي ناله مانند از پيكره ابوالهول شنيده مي شود . به هر صورت طبيعت انرژي در اطراف و داخل هرم هرچه تصور شود و هدف سازندگان و معماران آن در ايجاد و كاربرد قدرت هاي كيهاني هرچه بوده باشد ، اين حقيقت به جاي خود باقي است كه هم اكنون اين نيرو ها در هرم حضور دارند و زماني كه به شناسايي و نحوه عمل اين نيروها آگاه شويم شايد به استقرار تمدني بنيادي و اصولي توفيق فراهم يافت .

 

 

 

 

 

بارهاي الكتروستاتيكي اهرام

 

 

يكي از نويسندگان به نام پيتر تامكينز به نقل از سر ويليام سيمونز يكي تز مخترعين انگليسي مي گويد : در مسافرت به مصر و بازديد از هرم گيزا هنگاميكه در فضاي باز راس هرم ايستاده بودم ، بر حسب تصادف دستهاي خود را به طرف بالا بردم و دريافتم كه با حركت انگشتانم ، صداي تخليه الكتريسيته استاتيك از خازني به گوش مي رسد . آن گاه تنها انگشت اشاره دستم را به طرف بالا بردم و حالتي همانند سوزن سوزن شدن ، در انگشتم احساس نمودم . در اين حالت بر آن شدم جرعه اي از شرابي كه به همراه داشتم بنوشم ولي با نزديك نمودن بطري به لبانم ناگهان يك شوك الكتريكي ايجاد گرديد . به دنبال كشف اين پديده تدبير جالبي انديشيده و يك روزنامه را به آب آغشته نمودم . سپس آن را همانند لفافي به دور شيشه شراب پيچيده و بدين سان بطري را به يك خازن الكتريسيته تبديل نمودهم ، آنگاه بطري را در بالاي سر خود نگاه داشتم . در اين حال به روشني صداي تخليه الكترسيته استاتيك به گوش مي رسيد . سر ويليام مي افزايد : سپس به يكي از همراهان نزديك شده و دست او را لمس نمودم ، در اين حالت شوك الكتريكي شديدي ايجاد شد به گونه اي كه وي ناگزير به گريختن از راس هرم گرديد .

 

 

بمباران اتمي اهرام

 

 

 

سال 1961 ميلادي را مي توان سرآغاز دگرگونيدر بررسي اسرار هرم گيزا دانست . در اين سال دكتر لويي الوارز، برنده جايزه نوبل در رشته فيزيك بر آن شد كه اسرار درون هرم گيزا را كشف نمايد . وي بر اين باور بود كه اين باور بود كه اين بار با روشي كاملأ نوين و جدا از شيوه هاي آزموده شده پيشين احتمالأ بتواند به اسرار نهفته در سردابها و اتاق هاي پنهاني درون آن راه يابد . در اين هنگام كه شايد از صدها پژوهشگر اهرام از سراسر جهان با بي صبري در انتظار پايان آزمايشها و اعلام نتيجه نهايي بودند .

بمباران اهرام بيش از 2 ميليون بار توسط دكتر كهد كه همكار دكتر الوارز ، آغاز گشت . ليكن با نهايت تاسف و ناباوري پس از تجزيه و تحليل نتايج به دست آمده توسط كامپيوتر هاي پيشرفته دانشگاه قاهره پاسخي كه انتظار مي رفت به دست نيامد . پس از سپري شدن نزديك به يك سال از بمباران اهرام توسط دانشمندان ياد شده ، يكي از خبرنگاران روزنامه تايمز لندن به نام جان تامن تف در نوشتاري كه در 14 جولاي 1969 در اين روزنامه به چاپ رسيد گفت اهرام تمامي قوانين شناخته شده دانش فيزيك را رد مي كند ، زيرا متاسفانه هر بار نتيجه به دست آمده آزمايش را به كامپيوتر داده ايم پاسخي كاملأ متفاوت با پاسخ هاي پيشين دريافت داشته ايم . دكتر كهد مسئول طرح بمباران اهرام نيز در پاسخ به نوشتار خبرنگار انگليسي مي گويد : اينك ناچاريم يكي از اين دو فرضيه زير را بپذيريم :

1- با توجه به شكل هندسي و ابعاد و موقعيت جغرافيايي اهرام ، احتمالأ نيروهاي مرموز و نا شناخته اي در كارند كه مانع انجام عمليات شده و يا به گفته ديگر سردرگمي كامپيوتر ها را موجب مي شوند

2- برابر پيش بيني هاي به عمل آمده از سوي فراعنه در هزاران سال پيش همچنين به باور اهالي بومي دشت گزا ، گرفتار نفرين فراعنه آرميده در درون اهرام مي شويم

 

 

گيزا و ويژگي هاي آن

 

 

مجموعه اطلاعات به دست آمده تا امروز حاكي از اين است كه هرم بزرگ ، راز بزرگ يك دانش گمشده در تاريخ را در سينه خود دارد .تاچندي پيش هرگونه دليل روشني وجود نداشت كه مصريان پنج هزار سال پيش توانايي محاسبات رياضي و نجومي دقيق براي پايه گذاري اين چنين ساختمان شگفت آوري را داشته اند .

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 19:10  توسط saghi  | 

 
JavaScript Codes